کانگورو خاکستریِ مهربون دو تا
بچه هاشو توی کیسه ای که به شکمش چسبیده بود گذاشت و شروع کرد به پریدن . بچه های قشنگ کانگورو هم میخندیدن و از گردش با مانانشون لذت می بردن.
اون روز هوا آفتابی بود و نسیم لابلای شاخ و برگها
می پیچید. پرنده ها با شادی پرواز میکردن.
تمامی حقوق متعلق به شنوبوک می باشد.